|
من امشب از بلور اشکهای پنهانم افسانه ها دارم
از زخمی که بر روی شانه هایم سنگینی می کند در شبگیر نیایش خالصانه تو! ای بهترین بهانه تداعی شقایقهای سوخته! ای خوشترین ترانه ی مرغ عشق! ای پیچش نیلو فرانه !ای تمنای عارفانه شبهای نیاز. رو به قبله ای دل نهاده ام که کعبه امال من است و سر به خاکی ساییده ام که قبله حاجات من است. من چه می خواهم از این گردون تیزرو جز خلوتی سوخته و اشکی از سر خلوص و استغاثه ای به در گاه احدیت..... و تو را می خواهم تا ابدیت ای عشق من دوستت دارم .............................................................. یادمون نره که خیلی وقته از یاد خیلیا رفتیم....؟ راستی ما زنده ایم ....؟ ای کاش غصه هایم را برایت میگفتم....؟ولی همان خوب که من نگفتم و نابود شدم....؟نابودی تو طاقت نداشتم.....؟ در این پهنای اشکده خیال ما.. به بتهای روزگاران .سیاه تماما به تمنای خیال.. از سر برج سپه اشوبیان... به ان نمکده ها.... چه شتابان به خرابی میسپریم ای ادمیان........ انانکه در میکده بهوشند به گوشند که بهوشند زه خیال.............. پ.ن:کار من جنون گذشته کاش جرات داشتم رگمو بزنم نه اینکه میترسم اما اونو نمیتونم تنها بذارم................
سلام شازده خوشتله شازده کوچولو تولدت مبارک اینم کیکه دوست دارممممممممممممم از ته قلبمممم
Happy birth day to u Wish u a very very happy birthday صد سال به این سالها همیشه زنده باشی 1200 ساله شی God bless u I love u آرزو دارم در این روز دلت مثل بهار . پر شود از لـحظه های ماندگار . زندگیْت خالی از اندوه و غـم . رفته باشد دغدغه های بی ثمر . لـحظه های شادمانیت بی شمار . خانهً قلبت پر از گلهای یاس . نغمه خوان خانهً قلبت هزار. . باغ احساست پر از گلهای ناز. . همچو یك قالی پر از نقش و نگار. روزهایت هر یكی بهتر ز قبل. . خوش بـوَِد بر كام تو این روزگار . مبارک مبارک تفلدت مبارک دست دست شله شله............. شازده حالا کیک و بفوت اا..اخودتو کنترل کن این کیکه انقد زیاده به هممون میرسه حالا کادوها..: تفلد تفلد تفلد تفلدت مبالک بيا شمعا رو فوت کن که 100سال زنده باشي پ.ن:آنقدر دنیایم سرد و تاریک است که دوست دارم همه چیز را رنگ کنم کوچولو ۷ ساله شدی داری بزرگ میشی و من نگران
انگار از جنگ های صلیبی برگشتم حس میکنم زخم شمشیر بر قلب دارم چشمام را که جام شراب خون است باز میکنم اتاق سفید سفید سفید........... دیوونه کننده است........... فریاد فریاد فریاد...... فریادم میون راهروهای سرد میپیچه یه حالت تخمیر جسم به من دست داده تک تک سلولهام از هم جدا میشن مثل آب روان میشم آهای من از جسم رها شدم جسمم رو بستید با روحم چه میکنید این روح سرکش مثل همیشه یاغی میمونه تا ابد
سلام فاحشه این و بدون هیچ تغییری اینجا میزارم دلم لرزید وقتی خوندم خواستم شما هم بخونید عید فطر مبارک
|
About![]()
دیوانه ای در خوابهاش ماه را رصد نکرده
Home
|