تبليغاتX
ღ♥ღخط خطی های یک دیوانه در تیمارستانღ♥ღ

ღ♥ღخط خطی های یک دیوانه در تیمارستانღ♥ღ

بیان واژه زندگی، برای گلی که از هوس عشق سرخ است، بی شک افشاگری رازیست که خزان در راه است

سنگ سنگ سنگ

هفت سنگ...هفتاد سنگ

مرغی عشقی دیروز از قفس پرید

صبح بود یا شب زمان از دستم پرید

گرگ و میش بود آن صبح

مه آلود ترین صبح شهر خاکستری من

سنگی فرود آمد

آه سنگی دگر بر فرق زن

دو سه سنگ دگر بیراهه رفت اینبار

شاید از شرم نگاه عاشق بود

حی علی عشق.....

سنگ پشت سنگ

حی علی ننگ...

زنی خفته در خون

قامتی تنیده از ننگ

بگذار گیسوانت سرخ گردنند

باز سنگ بود در پی سنگ

 نوعروس مرگ نو عروس ننگ

هی دست و پا نزن بانوی غم

تگرگ بود و سنگ

معکوس میزند انسانیت ما

خون میدود روی لبت

لبی اکنده از عشق و هوس

سنگت زنند بانو

به حکم عشقی ممنوع

تنها گناهش عشق بود

سنگ بود و ننگ

ننگ بود و سنگ شما

کشیتید زنی را به جرم ننگ

کشتید مادری را به جرم عشق

صدای اذان میاد اما

خدای با تو قهر است ای سنگ زن

 

بهمن ۱۳۸۷

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت20:44توسط ღ♥ღبانوღ♥ღ | |

سنگ سنگ سنگ

هفت سنگ...هفتاد سنگ

مرغی عشقی دیروز از قفس پرید

صبح بود یا شب زمان از دستم پرید

گرگ و میش بود آن صبح

مه آلود ترین صبح شهر خاکستری من

سنگی فرود آمد

آه سنگی دگر بر فرق زن

دو سه سنگ دگر بیراهه رفت اینبار

شاید از شرم نگاه عاشق بود

حی علی عشق.....

سنگ پشت سنگ

حی علی ننگ...

زنی خفته در خون

قامتی تنیده از ننگ

بگذار گیسوانت سرخ گردنند

باز سنگ بود در پی سنگ

 نوعروس مرگ نو عروس ننگ

هی دست و پا نزن بانوی غم

تگرگ بود و سنگ

معکوس میزند انسانیت ما

خون میدود روی لبت

لبی اکنده از عشق و هوس

سنگت زنند بانو

به حکم عشقی ممنوع

تنها گناهش عشق بود

سنگ بود و ننگ

ننگ بود و سنگ شما

کشیتید زنی را به جرم ننگ

کشتید مادری را به جرم عشق

صدای اذان میاد اما

خدای با تو قهر است ای سنگ زن

 

بهمن ۱۳۸۷

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت20:44توسط ღ♥ღبانوღ♥ღ | |

مرا نهراسان

كه من بارها و هزاران بار

بي‌شاهد و شناسنامه

از شادي‌هاي كوچكم جدا شده‌ام

كه بارها و بارها بي‌نام و نشان

اسناد تنهايي خويش را امضا كرده‌ام

بي‌جوهر و مركبي

من چيزي براي هراس ندارم

وقتي رد پاهاي تو تا اتاق اضطراب من امتداد مي‌يابد

كسي كه از دلاشوبه‌ي ظلمت مي‌هراساني

گيس‌بريده‌اي است كه سهمش از عبور فصل‌ها

تنها هاشورهاي درهم و سياه است

زني كه ديروز در گوش چكاوك گفت

من عاشقم

 

Photo of mehnoush on Netlog

دیگر عشقی نیست

پ.ن:این دیوونه ازت متنفره

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت12:21توسط ღ♥ღبانوღ♥ღ | |